يحيى دولت آبادى

89

حيات يحيى ( فارسى )

خوانده مىشود روز يكشنبه بازارها باز شده نظامنامه انتخابات چاپ گشته بدست مردم داده مىشود و از طرف دولت مهديقليخان مخبر السلطنه بنظارت انتخابات طهران معين ميگردد و از هر طبقه از طبقات خلق چند نفر معرف تعيين گشته در مجلس انتخابات حاضر ميشوند و همه روز در مدرسه نظام مجلس انتخابات منعقد است جمعى بانتخاب صنفى از روى صحت و بعضى باسبابچينى و تقلب منتخب ميگردند و اكثريت با كسانى است كه به صحت انتخاب شده‌اند . نگارنده غالبا پهلوى دست مخبر السلطنه نشسته‌ام ميبينم در قبول تعرفه‌ها چندان دقت نمينمايد بر او اعتراض ميكنم آهسته ميگويد بهتر اين است پيش از آنكه شاه آخر نفس را بكشد اين توپ صدا نمايد چونكه ساعت‌بساعت حال مزاجى شاه بدتر مىشود و اميدى به طول حيات او نيست خلاصه تا روز چهاردهم شعبان پنجاه و چند نفر در طهران انتخاب ميشوند و قرار است روز پانزدهم شعبان كه عيد مولود صاحب الزمان است روز افتتاح رسمى مجلس شورا باشد ولى به دو ملاحظه تأخير مىشود يكى بملاحظه تمام نشدن انتخابات و ديگر آنكه روز افتتاح مجلس عيد مخصوص باشد و با عيد مذهبى تداخل نشود از اين جهت افتتاح رسمى مجلس روز يكشنبه هيجدهم شهر شعبان هزار و سيصد و بيست و چهار ( 1324 ) مقرر ميگردد كه در آن روز برحسب دعوت رسمى كه از طرف مشير الدوله صدراعظم شده مجلسى در عمارت سلطنتى در اطاق برليان باغ گلستان منعقد و سلام عام برسم اعياد بزرگ برپا مىشود تمام دوائر دولتى و سفراى خارج با لباس رسمى حاضر ميشوند جمعى از علماء و تجار و اعيان حضور بهم ميرسانند صندلى شاه را در وسط اطاق روبروى باغ گلستان گذارده‌اند علماء يكطرف مينشينند سفرا طرف ديگر ميايستند و شاهزادگان و وزراء طرف ديگر . شاه ورود مىكند مانند مردهء متحرك او را به زحمت ميآورند روى صندلى سلام مينشانند و اين آخر كرسىنشينى او است بعد از بجا آوردن مراسم و موزيك سلام كه با حضور علما زده مىشود و خطبه و غيره شاه با صداى بسيار ضعيف كه نگارنده و بعضى كه نزديك نشسته‌اند ميشنويم ميگويد ده سال است آرزوى اين روز را داشتم الحمد اللّه كه به مقصود خود